چگونه یک استراتژی محصول توسعه دهیم


یکی از اساسی ترین اشتباهاتی که میان رهبران کسب و کارها وجود دارد این است که تصور می کنند استراتژی محصول امری انتخابی است. این مدیران غالبا تصور می کنند که استراتژی سازمان و یا استراتژی بازاریابی ارزش بیشتری از استراتژی محصول دارد و همواره استراتژی محصول را به تعویق می اندازند. چیزی که امروز در کانون توجه بسیاری از استراتژیست ها در دنیا قرار گرفته است نگاهی استراتژیک به محصول است. اما سوال اساسی این است که استراتژی محصول چیست و چرا اهمیت دارد؟

استراتژی محصول چیست؟

استراتژی محصول بطور کلی تعریف کننده سفری است که محصول طی خواهد کرد. همانند هر نقشه سفر دیگری که می تواند وجود داشته باشد، نقشه سفر محصول نیز در نهایت به چشم اندازی روشن منجر خواهد گردید. وجود این چشم انداز به شما کمک خواهد نمود تا مقصد نهایی را تعریف کنید، به مشتری بفهمانید که هدفتان از این محصول و کسب و کار چیست و تجارب مشتری را در استفاده از محصول به کار ببندید تا محصولی متناسب با بازار و نیاز مشتریانتان تولید کنید. شما باید بتوانید با تمرکز بر نیاز و تجربه مشتری محصولی را بسازید که دقیقا مشتری خواهان آن است و حاضر است برای آن هزینه کند. با تعریف اهداف، خواهید توانست تا مسیر روشنی برای تکامل محصولتان در طول زمان طراحی کنید.

3 سوال ضروری برای تعریف استراتژی محصول

پیش از آنکه تصمیم بگیرید که چه ویژگی هایی باید به محصولتان اضافه شود و یا کارکردهای اصلی محصولتان چیست، ضروری است تا تصویر روشنی از اینکه اهداف کسب و کارتان چیست و مشتری به چه چیزهایی احتیاج دارد ترسیم نمایید. پاسخ به سوالات زیر می تواند کارساز باشد:

کاربر شما چه کسی است؟

همیشه به خاطر داشته باشید که طراحی یک محصول بدون داشتن اطلاعات کاملی از اینکه کاربر چه چیزی لازم دارد غیر ممکن است. اگر برای شناخت مشتری و استخراج نیازهای او زمان کافی صرف نشود، ریسک شکست محصول و در نهایت کسب و کار به شدت بالا خواهد رفت. برای اینکه محصول بتواند در بازار موفق شود این است که کاربر را در کانون اصلی طراحی محصول قرار دهید. پرسونا مفهوم است که می توانید از آن برای شناخت مشتری و استخراج اطلاعات و نیازهایش استفاده کنید.

کاربرتان با استفاده از محصول شما به چه هدفی دست پیدا خواهد کرد؟

پاسخ به این سوال می تواند دلیل محکمی برای این موضوع باشد که شما چرا این محصول را ساخته اید. مشتریان بطور عمده یک محصول یا خدمت را خریداری می کنند که به آنها کمک کند تا بتوانن کارشان را انجام دهند. این بدین معنی است که کاربران از محصول شما استفاده می کنند، اگر و تنها اگر که این محصول مشکلشان را حل کند و یا به نیاز مشخصی از آنها پاسخ دهد.

هدف شما از طراحی محصول باید کاملا مشخص باشد و شما در صورتی می توانید به اهدافتان دست پیدا کنید که مشتری شما به هدفش برسد. محصولتان باید ارزشی منحصر بفرد را به مشتریان منتقل کند که آنها حاضرند به خاطر آن ارزش دریافتی پول بپردازند، زمان صرف کنند و یا تبلیغات دهان به دهان انجام دهند.

وظایف اصلی که مشتری در هنگام استفاده از محصولتان باید انجام دهد چیست؟

همانطور که قبلا نیز اشاره گردید، تجربه کاربر نقش کلیدی در تعریف استراتژی محصول دارد. با اینحال، بسیار بسیار مهم است که بدانید مشتریان شما تلاش می کنند که چه کاری انجام دهند و مهمتر اینکه چگونه می خواهند این کار را انجام دهند و چگونه موانع را از سر راهشان کنار می زنند. وظیفه شما در طراحی استراتژی محصول ایجاد چشم انداز مشخصی از نیاز مشتری و روش حل آن توسط مشتری است.

نقشه سفر مشتری به شما کمک خواهد نمود تا تجربه مشتریتان را درک کنید. می توانید برای کل سفر کاربر در استفاده از محصول یا خدمت یک نقشه منسجم ترسیم کنید و همه فرآیندها را به تصویر بکشید. نقشه سفر مشتری یک ایده بسیار ساده است: مصورسازی مسیری که یک فرد طی می کند تا به یک هدف مشخص دست پیدا کند.

مواردی که در طراحی استراتژی محصول باید به آن توجه کنید

خیلی از تیم های استارتاپی در زمان تولید و طراحی یک محصول صرفا به افزایش ویژگی های محصول و تولید محصولی کامل فکر می کنند. به یاد داشته باشید، یک استراتژی محصول خوب صرفا تحویل مجموعه ای از ویژگی ها به مشتری نیست. بلکه برعکس، هر ویژگی جدیدی که شما به بازار عرضه می کنید باید نخست حداقلی از تجربه رضایت بخش را در مشتری ایجاد کند.

تفکر ناب(Lean) که توسط اریک رایز در جهان مشهور گردید از مفهوم حداقل محصول قابل پذیرش استفاده می کند. بر اساس این تفکر نخست لازم است که تایید گردد که راه حلی طراحی شده است که به یک مساله واقعی یا یک نیاز روشن پاسخ می دهد و اینکه بازار درستی برای ورود انتخاب شده است. پس از این مرحله است که محصول آماده بزرگ شدن و بهبود پیدا کردن است.

نگاه حداقل محصول قابل پذیرش در رویکرد ناب به شما می آموزد که محصول نخستین باید واجد ویژگی های کلیدی باشد که به خوبی به آن ها پرداخته شده است و نه تعدادی زیاد از ویژگی ها که صرفا به تعداد کمی از آنها دقت شده است. برای اینکه بتوانید درک درستی از مفهوم حداقل محصول قابل پذیرش پیدا کنید به شکل زیر توجه کنید.

استراتژی محصول یک برنامه اقدام-عمل نیست

بسیاری از مدیران ارشد کسب و کارها تصور می کنند که استراتژی محصول یک برنامه عملیاتی از پیش تعریف شده و قدم به قدم است که شامل مجموعه ای از وظائف مختلف برای گروه های مختلف درگیر در توسعه محصول است. این تفکر بطور کامل اشتباه است. همانطور که پیشتر شرح داده شد توسعه یک محصول وابسته به نیاز مشتریان و در کانون قرار دادن مشکلات آنها در طراحی محصول است. نیاز مشتری در طول زمان تغییر کرده و متناسب با فشار تکنولوژی جنبه های مختلفی به خود می گیرد. استراتژی محصول یک تفکر استراتژیک است که به فرآیندها و مسیرها تمرکز می کند و نه بر بروندادها و خروجی ها.

استراتژی محصول باید از چشم انداز مشتریان ترسیم شود

کلماتی که شما برای توصیف استراتژی محصولتان مورد استفاده قرار می دهید دقیقا به اهمیت خود استراتژی هستند که طراحی می کنید. کاربران می دانند که چه کاری می خواهند انجام دهند و تعریف خودشان را از نیازشان دارند. کار شما به عنوان طراح استراتژی محصول و توسعه دهنده تجربه کاربر بازتعریف این زبان به زبان محصولی است که برای کاربران قابل فهم است. هرگز محصولی را نسازید که تنها در ذهن خودتان است، بلکه تلاش کنید با تحقیق و پژوهش زبان مشتریتان را درک کنید. برای اینکه بتوانید این مسیر را درست طی کنید گام های زیر را دنبال کنید:

1-یک مصاحبه بسازید؛ یک پیمایش درست در میان مشتریان در نهایت منجر به ترسیم نقشه دقیقی از ذهن مشتری و فهم زبان آنها خواهد شد.

2-نتایج را پیاده سازی کنید. تلاش کنید تا برای هر نتیجه و یا عبارت درون ذهن مشتری عنصری مشخص و منحصربفرد در طراحی محصول پیدا کنید.

3-به طوفان فکری بپردازید؛ تلاش کنید با ایده پردازی ویژگی هایی را به محصولتان اضافه کنید که مشتری دقیقا متوجه آن ها خواهد شد.

4-حداقل محصول قابل پذیرش را طراحی کنید؛ تلاش کنید تا محصول قابل پذیرشی را کمترین حد از ویژگی های مورد انتظار مشتریان را دارد، طراحی کنید. این محصول به میان مشتریان ببرید و با دقت به اصلاح و بازنگری آن بپردازید. این فرآیند همان تناسب بازار-محصول نام دارد.

وقتی که بر روی محصولی کار می کنید(چه اینکه محصول جدیدی بسازید و چه ویژگی های جدیدی به محصولتان اضافه می کنید)، اطمینان پیدا کنید که همه تصمیماتتان را در دامنه استراتژی محصول گرفته اید.

مشاهده صفحه اصلی سایت میکرونو